طراحی سایت

قالب وبلاگ

طراحی سایت


نسل جمکران
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 بهمن 1390 توسط ftk.2012
نویسنده:سید امیرحسین کامرانی راد
منبع: راسخون

اسلامیت انقلاب

اسـتقرار جـمهورى اسـلامى فـرهنگى بـارور و غنى براى این ملت به ارمغان آورد. مدرسه اى باز كرد كه در این مدرسه تعلیمات فراوانى از در و دیوارش , از فضایش , از بوى باروت و صداى مسلسل و صفیر گـلوله اش , از فریادهایش , از غریو (( الله اكبر )) و (( لا اله الا الـله )) اش آمـوختند و چـه خوب آموختند و درس خود را تجربه كردند و به میدان عمل آوردند و چه خوب پیروز شدند.
اگـر چنانچه گاهى مى خواستیم بعضى مسأل را مطرح كنیم بایستى با مـحافظه كارى بیان مى كردیم; اگر گاهى سخن از آزادى مى گفتیم باید در پـوششى از هـزارگونه راز و كـنایه و اسـتعاره بـگوییم; اگـر مى خواستیم با استبداد در افتیم بایستى در پوششى از آیات قرآن و كـلمات نهج البلاغه بگوییم و نمى توانستیم صریح وارد میدان شویم. امـا سـرانجام حركت اسلامى این سد سكندر را شكست و این بت را به زانو در آورد.

هویت اسلامى انقلاب و توطئه هاى دشمنان

ما در برابر توطئه هایى كه در كمین انقلاب ما نشسته است و راههاى انـحرافى كـه در برابر این انقلاب باز كرده اند , متوجه این نكته باشیم كه هویت اسلامى انقلاب فراموش نشود.
در یـك مـحیط اسـلامى شـاید تـصور شود كه این مسئله نوعى تعصب و ادعـاست , ولـى ما باید دقیق تر مسئله را تحلیل كنیم و اگر واقعا بـه ایـن نـتیجه رسـیدیم روى این كلمه بایستیم. چون اگر ما این مسئله را به سادگى از دست بدهیم ممكن است كسانى كه در كمین راه نـشسته اند , به تدریج بتوانند در هویت اسلامى انقلاب ایجاد تردید كـنند و راه را بـراى هـرگونه رخنه ضد اسلامى هموار سازند. یعنى اگـر چـنانچه كـسانى توانستند در اسلامى بودن انقلاب تردید ایجاد كـنند , در اسـلامى بـودن جـمهورى ما هم ممكن است تردید به وجود آورند; در اسلامى بودن قانون اساسى هم ممكن است رخنه كنند و جاى پـا بـسازند; در اسـلامى كـردن شـعارها, ادارات , مظاهر زندگى , مظاهر اجتماعى ما هم ممكن است رخنه و و نفوذ كنند. وقتى به زعم آنـها قـرار شـد انـقلاب هویت اسلامى خود را از دست بدهد , ثمرات انـقلاب هم به طور خاص به زعم آنها لازم نیست اسلامى باشد. چون از ثمرات انقلاب , خود انقلاب با تمام هویتش باید استفاده كند.
الان هـنوز آن تب و تاب مبارزه و انقلاب چندان فروكش نكرده است و شـاید هـنوز آن شور انقلاب , سخن اسلامى گفتن ما , طرح خواسته هاى اسلامى , هویت اسلامى قانون اساسى ما و جمهورى آینده ما نمى تواند شدیدا مورد انتقاد واقع شود.
چـه بـسا یك روزى مجال پیدا كنند كه این تردید را قوىتر كرده و صـف آرایـى نـمایند و اعـتراض كـنند كـه مـگر تمام كسانى كه در راه پـیماییها شـركت كردند علاقه به اسلام داشتند ؟ یا مثلا از نظر ظاهر بگویند مگر زنهاى بى حجاب در بعضى اجتماعات و تظاهرات شركت نـكرده بـودند ؟ مـى گویند مگر كسانى كه احیانا معتقد به یكى از ایـسمهاى غیر اسلامى بودند , مثل برخى ماركسیستها و یا كسانى كه در بـرابر اسـلام بـى تـفاوت بـودند, در اجـتماعات و تـظاهرات و بـرخوردهاى شما شركت نكردند ؟ مگر در بین كشته ها , هم در گذشته و هم در شور نهضت , كسانى نبودند كه اعتقاد به ایدئولوژى اسلامى نـداشتند ؟ بـنابر ایـن چـرا مى خواهید این انقلاب را صرفا اسلامى تلقى كنید ؟ حـتى مـى گویند مـگر اقلیتهاى مذهبى در اجتماعات و راه پیماییهاى شـما شـركت نـكردند؟ مـگر یك ارمنى در میان شهدا و كشته هاى شما نـبود ؟مـا نـمى خواهیم سـهم مسلمانها و اسلامیها را منكر شویم , آنـها سـهم داشتند , اما چرا مى خواهید انقلاب را در انحصار اسلام در آورید ؟ ایـن بـیانى است كه رفته رفته در مقالات , در تفاسیر سیاسى , در تـظـاهرات و اجـتماعاتى كـه تـرتیب مـى دهند , در كـتابهایى كـه مـى خواهند بـنویسند , در قطعنامه هایى كه صادر مى كنند , مرتب به این مسئله پر و بال مى دهند.

بهره گیرى فریبكارانه از اصطلاحات ظاهر پسند

بـعد هـم یك سخن بسیار ظاهر پسند مى گویند. مى گویند حال كه قبول كـردیم در ایـن قـیام كسانى ضد اسلام یا بى تفاوت نسبت به آن هم بوده اند , بنابر این آن را در انحصار اسلام قرار ندهید; بگویید قـیام مردم ایران , بگویید قیام ملى , بگویید حركت دموكراتیك , بـگویید حركت اجتماع; اسلامى بودن یك مسئله تخصصى است كه به عده خاصى تعلق دارد.
مـى گویند بـاید راهى را در پیش بگیرید كه به نفع ملت باشد; حال اگـر چــنـانچه تـوانـستیم مـثـلا در سـایه كـمونیسم , در سـایه نـاسیونالیسم یا بعضى از فلسفه هاى غربى یا شرقى دیگر منافع ملت ایران را منهاى جنبه اسلامى بودن تإمین كنیم اشكالى ندارد; بعد هـم مـا مى گوییم این نهضت توسط مردم انجام شده است كه گروهى از آنان مسلمان بودند و بقیه هم مرامهاى دیگرى داشتند و بنابر این از ثـمرات آن همه مردم استفاده كنند; هر ایسمى, هر قانونى , هر بـرنامه اى كـه تـوانست بـه صـورتى مـنافع مـردم را تإمین كند مى تواند وارث این انقلاب باشد.
بـراى پاسخ قضیه ما در ابعاد كیفى و كمى مسئله و رهبرى انقلاب و همچنین در جنبه دینامیك و موتور محرك انقلاب مطالعه مى كنیم.

بررسى انقلاب از نظر كمیت

تـعداد افـراد شركت كننده در راهپیماییها در سراسر ایران , مثلا در روز عاشورا یا اربعین , حدود ده میلیون یا دوازده میلیون یا شـانزده مـیلیون و یا بیشتر بود ; (3)اگر از این سیل عظیم مردم از اصـناف , كـارگران , كـشاورزان , زنـان , مـردان , جوانان و بـچه ها كـه به راه افتادند یك آمار مى گرفتیم كه: (( شما اسلام و مـسلمانى را دوسـت داریـد یامكتب دیگرى را ؟ زیر سایه اسلام راه افـتادید یا تحت عنوان دیگرى ؟ )) , شما فكر مى كنید در این سیل عظیم چند نفر روشنفكر حرفه اى یا خوباخته شرقى و غربى پیدا مى شد كه بگوید اسلام را نمى پسندم و طرفدار یك ایسم دیگر هستم ؟ مـمكن اسـت دو هـزار نـفر , پـنج هـزار نفر , اگر خیلى دست بالا بـگیریم بیست یا سى هزار نفر پیدا شوند كه طرفدار ایسمهاى دیگر بـاشند; خود را نویسنده , هنرمند و وابسته به این و آن بدانند.
بـر فـرض , این سى هزار نفر را پیدا كردید , اما شانزده میلیون جـمعیت بوده است , این تعداد چه درصدى از جمعیت را تشكیل مى دهد ؟ مـمكن اسـت عـده اى كـلیمى هـم در یـك شرایطى كه میلیونها نفر راهـپیمایى مـى كنند , راه بـیفتند; مـا آنها را طرد نمى كنیم , بـیایند و همبستگى خود را اعلام كنند; اما حركت چند هزار نفر از اقـلیتهاى مـذهبى در مـجموع انـقلاب چـقدر نـقش داشته است ؟ آیا مـى توانند ادعـا كنند كه ما راه پیمایى كردیم و ما هم كه مسلمان نیستیم , پس اسم اسلامى را از انقلاب برداریم ؟ !

بررسى انقلاب از نظر كیفیت

دوم , بـررسى روح ایـن انـقلاب و جنبه به اصطلاح كیفى آن است. آن چـیزى كه این مردم را به راه انداخت و آن تكیه گاه چه بود ؟ مگر نـه ایـنكه مـحرم ماه پیروزى خون بر شمشیر بود ؟ مگرنه این ماه رمضانى است كه بایستى یكپارچه آتش و مبارزه و خون باشد ؟ مگرنه ایـنكه از درون مساجد فریادها شعله ور شد ؟ مگرنه اینكه بر پشت بـامها فـریاد (( الـله اكبر )) و غریو (( لا اله الا الله )) با صـفیر گلوله در هم مىآمیخت ؟ مگرنه اینكه اربعین امام حسین (علیه السلام) تجلیگاه همبستگى مردم بود ؟ مگرنه اینكه اولین تجربه راه پیمایى در روز عـید فطر و بعد از نماز عید فطر انجام شد ؟ مگرنه اینكه تـاسوعا و عـاشورا تـجلیگاه حركت مردم بود ؟ اینها همه روزها و مناسبتهاى دینى است. واقعا حماقت است كه بگویند چیز دیگرى بوده اسـت. كـجا بـودند ایـسمها و مـكاتب دیگر ؟ كجا بودند طرفداران اجـراى قـانون اسـاسى قـبل ؟ كجا بودند مدعیان دروغگوى طرفدارى اجـراى قانون اساسى قبل ؟ كجا بودند مدعیان دروغگوى طرفدارى از رنجبران و زحمتكشان ؟ مـا از ایـن دیـدگاه كـه در محیط اسلامى هستیم و مردم ما مسلمان هستند مسئله را بررسى نمى كنیم بلكه در اجتماعات و تظاهرات مردم وارد مـى شویم. چـه چـیزى بـه ایـن نهضت جان مى داد كه فردى جلوى گلوله مى رفت و از اینكه تیر به قلبش بنشیند لذت مى برد ؟ او خود را در آغـوش فـرشتگان و خـودش را شهید و زنده همیشه باقى جاوید مـى یافت.واقعا اگر این روح اسلامى در این نهضت نمى بود شما را به خـدا آیـا یـك هزارم این حركت و موجب و شتاب در این انقلاب وجود مى داشت ؟

بررسى انقلاب از نظر رهبرى

و امـا سـوم , مـسئله رهـبرى است. كدام رهبر و برخاسته از كدام ایـسم و از كـدام قـشر اجتماعى مى توانست محرك این انقلاب باشد و ایـنچنین هـوشیارانه وآگـاهانه موج بیافریند و مردم را به حركت درآورد ؟ احـزاب بـه اصـطلاح مـلى و احزاب چپ و راست هم بودند و رهـبرانى از گـوشه و كـنار سـر درآوردند و شروع به مقاله نوشتن كـردند و سـرو صـدا بـه راه انـداختند و گـوشه و كـنار بـه راه افتادند. كدامیك از این رهبران گروهها بودند كه بتوانند حتى یك صـدم از آن تـظاهرات , از آن اجتماعات , از آن فریادها و از آن شـورها را بـه وجـود آورنـد ؟ و اگـر این رهبرى آگاهانه با این ضـربه هاى گـیج كـننده اى كـه پشت سرهم به دشمن بموقع وارد مى كرد نمى بود , آیا این انقلاب به وجود مىآمد و پیروز مى شد ؟ ایـن تـصمیم گـیریهاى بـموقع رهـبرى عجیب بود. كم و بیش رهبران مـختلف اجـتماعى وحتى رهبران هوشیار مذهبى و انقلابیون مذهبى در داخـل بـودند , هـمه مى گفتند الان موقع فلان تصمیم نیست; چرا آقا الان مـى خواهد دولـت اعـلام كند ؟ چرا وقتى حكومت نظامى ساعت 4/5 اعـلام شـده است آقا مى فرماید اعتنا نكنید و بیرون بروید ؟ مرتب مـى گفتند خـطرناك اسـت , نـمى شود , بـاید قـدرى صبر كرد. واقعا رهـبران هر نوع گرایش سیاسى و اجتماعى , همه صدها قدم عقب بوند , دیـدیم كه امام پشت سر هم ضربه وارد كردند. خیلى جالب بود كه ایـشان بعد از هر ضربه مى فرمود دشمن گیج شده , بگذارید یك ضربه دیـگر بزنیم , باید این ضربه را هم زد. در حالى كه همه مى گفتند خطرناك است.
اگـر ایـن رهـبرى بـا این هوشیارى نبود كه مى توانستیم این قدرت طـاغوتى را كـه تـجسم كلیه قـدرتهاى اسـتبدادى جـهان بـود و همه نـیروهاى جـاسوسى و قدرتهاى طاغوتى دنیا را براى تحكیم پایه هاى زور و اسـتبداد خود بسیج كرده بود بشكنیم؟ مردم بى سلاح اینچنین در بـرابر ایـن قدرت طاغوتى و شیطانى تاریخ با آن پشتوانه عظیم قـدرتها تـوانستند بـا ایـن رهـبرى بـپاخیزند و دشـمن را از پا درآورنـد. این رهبرى معلوم است كه اصلا یكپارچه تجسم رهبرى الهى و اسلامى است.


    برای خواندن ادامه ی مطالب بالا به منابع مربوط مراجعه کنید.

منابع:
كتاب انقلاب اسلامى و ریشه هاى آن، عباسعلی عمیدزنجانی
كتاب مباحثى پیرامون انقلاب اسلامى ،شهید حجت الاسلام باهنر
ماهنامه پاسداراسلام
ماهنامه گلبرگ
ماهنامه دیدارآشنا
پایگاه فرهنگی اطلاع رسانی راسخون




.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic