طراحی سایت

قالب وبلاگ

طراحی سایت


نسل جمکران
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 مهر 1390 توسط ftk.2012


چكیده :

در این تحقیق چند نكته قابل ذكر است كه به طور خلاصه معروض می دارم :
1. این تحقیق در چهار فصل تدوین گردیده است .
2.فصل اول با عنوان غیبت، بمعنای لغوی غیبت و اقسام غیبت می پردازد و در ضمن دو اصطلاح پركاربرد در فرهنگ مهدویت را توضیح می دهد .
3. فصل دوم با عنوان آثار تربیتی غیبت در آیات و روایات به بررسی آیات و روایاتی كه راجع به بحث غیبت هست می باشد .
4. فصل سوم باعنوان چرا غیبت مسئله ای را مطرح نموده است كه شایدسئوال خیلی از دوستداران حضرت ولی عصر(علیه السلام) می باشدكه علت غیبت حضرت ولی عصر چیست ؟واینكه آیا غیبت سبقه تاریخی داشته است ؟
5.فصل سوم نظری بر علل سیاسی - اجتماعی و علل طولانی شدن غیبت نیز دارد .
6. فصل چهارم با عنوان آثار تربیتی فرهنگ انتظار در زمان غیبت نظری دقیق به بحث انتظار دارد .
كلید واژه : 1.معانی غیبت 2. نوّاب حضرت ولیعصر (علیه السلام ) 3. اقسام غیبت ( صغری – كبری ) 4. از پس پرده غیبت 5. معنای خلیفه 6. فلسفه و حكمت غیبت 7. انتظار

مقدمه
 

حمد فزون از حد و ستایش برون از عد ، معبودی را سزد كه ارض و سما را به وجود حجت استقرار بخشیده و صراط مستقیم از طریق سقیم ، به چهارده ولایت وهدایت ممتاز ساخته است . صلوات زاكیات و سلام دائم از قیوم قائم، برمحرم خلوتخانه ربوبی و مصدر هر خیر وخوبی ،حضرت محمد بن عبدالله (ص) باد كه اهل بیت خویش را بسان كشتی ، امانی در دریای طوفانی شناسانده ومومنان را عهد ستانده كه همراه در آیند اولیا ء را : نه پس افتند ونه پیش . ودرود بی پایان بر طاوس بهشتیان كه چون نقاب از چهره براندازد ، شوری در ملك وملكوت اندازد كه قیامت به چشم توان دید و به یك نگاه ، دل از جان توان برید. زهی سعادت كه جان چنان پالایشی یابد وچشمی به عفت آرایش ، كه ظهور موفور السرور نور یا به تعبیری منور النور را به میهمانی خواند و به میزبانی نشیند .او كه محبت و معرفتش ،‌شرط لا اله الا الله وصورت و سیرتش ، محمد رسول الله است . دست میكائیلش رزق به مردم رساند و عهد از ایشان ستاند كه كسی جز خدای را نخوانند. خداوند متعال را شاكرم كه چنین موضوعی را روزی بنده كرد كه بتوانم بیشتر در این مبحث تحقیق و بررسی داشته باشم ولی آنچه برای بنده از همه جالب تر به نظر آمد اینكه در ابتدای بحث ، فكر نمی كردم به این مقدار بشود ، در این موضوع جزئی از مبحث مهدویت بصورت ژرف نگری وارد شد ولی با هدایتگری و راهنمایی استاد ، توانستم وارد بحث شوم و با استفاده از منابع ، رساله تحقیقی خود را كامل نمایم . ولی قابل ذكر می باشد كه اگر محدویت در تحقیق نبود، می شد بصورت مفصل تری وارد بحث شد ونتایج بهتر و بیشتری گرفت .ان شاء الله حضرت ولیعصر ( ع) این تحقیق ناچیز را با كرمش از ما قبول نماید .

فصل اول
 

غیبت (رابطه غیبت و معرفت)
 

چه بسیار گفته ایم و شنیده ایم كه «حضرت در دوره غیبت به سر می برند»؛ اما معنی حقیقی این سخن، چیست؟

معنای غیبت
 

1. غیبت، از ماده غیب به معنای خفاء و عدم ظهور است. هر آنچه از دیده ظاهری انسان مخفی شود را غائب، و این خفاء را غیبت می خوانند؛ از این روست كه اگر كسی كتابی را به گونه ای به گوشه ای نهد كه از دیده دیگران پوشیده باشد می توان آن كتاب را غائب دانست(1)
2.غیبت (یعنی) غایب شدن، ناپدید شدن، دور شدن، جدایی، ضد حضور(2).ولی درباره غیبت امام زمان (ع) دو گونه معنامی توان برای این كلمه تصور كرد:

1) غیبت اصطلاحی
 

كه از همان معنای لغوی كلمه پدید آمده است. بدین ترتیب، غیبت به معنای عدم حضور است و همچون حضور و غیابی كه در مدارس و بعضی از دیگر ارگانها صورت می گیرد، نشانگر عدم حضور فرد غائب در اجتماع می باشد. اما آیا می توان غیبت امام زمان علیه السلام را اینگونه معنا كرد؛ آیا امام زمان از اجتماع غائب هستند؟ تفسیر غیبت آن حضرت به عدم حضور در جامعه تنها ناشی از یك كج فهمی از این اصطلاح است.

2) غیبت به معنای عدم معرفت و عدم شناخت
 

این معنا به نظر بزرگان(3) معنای صحیح غیبت امام است. بدین ترتیب كه امام در متن جامعه حاضر است و روایات بسیاری نیز بر این معنا دلالت می كند. بنا بر مضمون چنین حدیث، آنگاه كه آن سرور همیشه حاضر ظهور كنند، مردمان با تعجب می گویند : «ما ایشان را گاه و بیگاه در میان خود می دیدیم،‌ اما هرگز ندانستیم كه ایشان خود حضرت حجت هستند(4) آری! غیبت به این معناست كه عدم معرفت ما پرده ای از جهل در مقابل چشمان ما می آویزد و وجود ما را از شرف حضور در بارگاه آن بزرگ محروم می سازد. بنابراین، غیبت آن حضرت به معنای عدم معرفت و عدم شناخت ما نسبت به ایشان است، و نه عدم حضور آن حضرت در متن جامعه. از این روست كه می توان گفت: آن حضرت حاضر هستند و ما غائبیم! آن حضرت ظاهر هستند و منتظر كه ما معرفتی حاصل كنیم و به محضر ایشان راه یابیم ! در اینجا به نمونه ای از اینگونه غیبتها كه قرآن كریم خود به نقل آن پرداخته است، اشاره می كنیم. می دانیم كه برادران حضرت یوسف علیه السلام آنگاه كه به قصد تجارت به سرزمین مصر كوچ كردند ، چندی در محضر یوسف صدیق بسر بردند، اما چون او را نمی شناختند هرگز گمان نبردند كه این سلطان، همان برادری است كه آنان او را از دامن پدر ربوده و به چاه انداخته اند. چه از چاه كنعان تا مسند سلطان مصر راهی دراز بود، و اینان كه از لطف حضرت حق نسبت به آن برادر آگاهی نداشتند، نمی توانستند او را بر كشیده از آن چاه و نشسته بر این مسند بپندارند. اینان حتی پس از آنكه جام سلطان در بنه دیگر برادرشان بینامین یافته شد، یوسف را در محضر خود او دزد خواندند: ان یسرق فقد سرق اخ له(5)و این ناشی از آن بود كه آنان در محضر یوسف حاضر، غائب بودند چه معرفتی نسبت به او نداشتند و تا آن زمان كه او خود را معرفی كرد، آنان همچنان او را غائب چاه كنعان می دانستند. غیبت حضرت حجت علیه السلام نیز از همین قسم است. اگر غیبتی هست نه به معنای آنست كه حضرت در جامعه حضور ندارند، بلكه بمعنای آنست كه ایشان حاضرند امّا ما ایشان را نمی شناسیم.سئوال: چرا ما ایشان را نمی شناسیم و از معرفت نسبت به ایشان بهره مند نمی شویم؟
جواب: شناخت هر شیء منوط به رؤیت بصری و یا ادراك بصیرتی آن شیء است.آدمی باید از طریق یكی از حواس پنجگانه ـ و عمدتاً از طریق حس بینایی ـ با شیئی ارتباط برقرار كند، و یا بوسیله قوای باطنی ـ كه از آن به بصیرت تعبیر می شود ـ به ادراك شیئی نائیل آید تا بتواند نسبت به آن معرفت حاصل كند؛ و گرنه معرفت و شناخت بدون ارتباط به هیچ وجه ممكن نمی نماید . عدم شناخت ما نسبت به آن حضرت نیز، به همین علت است، چه آن حضرت نور محض هستند و ظلمت را با نور سنخیتی نیست، و از همین رو هیچ ارتباطی كه باعث شناخت و معرفت شود میان قوالب ظلمانی با آن نور مجسم، صورت نمی گیرد. گناهان، تبهكاریها و سیه كاریهای انسان گنهكار ـ كه هر یك بر ظلمت وجود او می افزاید ـ باعث می شود كه پرده حائل میان او و آن حضرت، درشت ترو استوارتر شود، و از این رو از فیض حضور در محضر آن حضرت بی بهره بماند.
بنابراین، این تنها گناهان و اعمال ناشایست خود ماست كه غیبت را پدید آورده است، ورنه اگر بنده ای چنان در مسیر زندگی فردی و اجتماعی خود سلوك كند، كه دامنش به گرد گناهان و قلبش به زنگار سیه كاریها آلوده نشود، دوران غیبت برای او به پایان می رسد و می تواند به محضر آن امام باریابد.مثلاً مرحوم حاج علی فشنگی نقل می كند كه مداح حسینی (در سرزمین منی) به خواندن واقعه تحسین برانگیز تلاش فرزند سرافراز امیرالمؤمنین، جضرت عباس علیه السلام برای آوردن آب به خیمه گاه و سرانجام ذكر مصیبت شهادت جانسوز آن حضرت پرداخت، وجود مبارك حضرت صاحب العصر علیه السلام خیمه حجاج را به قدوم خود مشرف ساختند، در میان آنان نشستند و با آنان در عزای عموی خود گریستند، و پس از آن را ترك كردند؛ اما در این میان ـ دریغ! هیچ كس آن حضرت را نشناخت!! و این در حالی بود كه شماری از آن حاجیان در فراق آن حضرت و امید به زیارت ایشان، ناله ها می زدند و اشك ها می ریختند! (به نقل مستقیم و بلاواسطه مرحوم فشنگی برای حضرت آیت الله ناصری)(6)بدین ترتیب واضح می شود كه غیبت، نه به معنای عدم حضور آن حضرت، كه به معنای عدم شناخت ما نسبت به ایشان است . بخاطر همین جهت امیرالمؤمنین علیه السلام در وصف آن امام غائب می فرمایند : الحجه یعرف الناس و لا یعرفونه(7) «حضرت ولی عصر مردم را می شناسند و اما اینان او را نمی شناسند» در این قسمت كلام حضرت امیر علیه السلام، كلامی از دومین نائب خاص حضرت حجت علیه السلام، یعنی جناب محمد بن عثمان زینت می دهیم. او در وصف آن حضرت می گوید : والله ان صاحب هذا الامر یحضر الموسم كل سنه فیری الناس و یعرفهم و یرونه و لا یعرفونه (8) به خدا قسم كه ولی عصر در تمامی سالها در مراسم حج شركت می كند؛ او مردم را می بیند و آنان را می شناسد؛ آنان نیز او را می بینند اما ایشان را نمی شناسند!حال كه شناختیم كه غیبت داشتن امام زمان علیه السلام بمعنای عدم حضور نیست بلكه به معنای عدم شناخت است و افرادی هم می توانند (در این زمان كه امام عصر (ع) توسط اكثر انسانها دیده نمی شود) امام را ببینند و از نور وجودی ایشان استفاده كنند در این بخش بطور خلاصه غیبت های حضرت ولیعصر (ع) را توضیح می دهیم و در ادامه یكی از واژه هایی كه برای زمان غیبت و استفاده از امام غایب، به كار برده می شود را توضیح می دهیم كه دوستداران امام طبق روایات می توانند از امام غایب هم بهره ببرند.




طبقه بندی: امام زمان(عج)،
برچسب ها: امام زمان(عج)،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic